محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

672

اكسير اعظم ( فارسى )

و ايضاً به ورق و عسل ترياق او است و سرگين ماكيان آن را عظيم النفع است چون بسكنبجين خورند . و ايضاً به ورق و نمك هندى و آب پودينه به سكنجبين و به ورق و معاجين گرم مثل فلافلى و كمونى و شراب كهنهء قوى و زراوند و بيخ جاوشير و دردى شراب و خردل و حرف . و ايضاً افسنتين و صعتر كوهى و طبخى اينها يا طبيخ انجير و واجب است كه تكميد زيرا شراسيف دائم كنند . صاحب كامل گويد كه مبادرت بقى از آب گرم مطبوخ ترب و شبت و نمك مخلوط به عسل يا سكنجبين عسلى كنند بعد از آن فضلهء ماكيان سوده يك‌دو درم به اندك سركه و عسل بدهند و شراب صرف نوشانند و يا بگيرند خاكستر شجركرم يا خاكستر درخت انجير به اندك سركه و نمك به آب گرم و يا اندك سنجرينيا به شراب يا اندك ترياق اربعه به آب سداب بدهند و يا قدرى زراوند و افسنتين به شراب عسل بدهند و يا قليلى از جاوشير به شراب دهند و ترب بسيار تيز بخورانند و معده و نواحى آن را به آب مطبوخ بابونه و صعتر و برنجاسف تكميد كنند . و ايضاً گاهى در اين حقنه به آبى كه اندر آن افسنتين و برنجاسف و سداب جوشانيده باشند به عسل و به ورق و روغن زنبق يا بعض روغن‌هاى گرم به اندك جاوشير و سكبينج استعمال كنند . سويدى گويد كه شرب طبيخ افسنتين رومى بسركهء تند و كذا نمك اندرانى به سركه و عسل و كذا سرگين كبوتر و كذا عسل به روغن گل و كذا باردنجبويه مخلوط بنطرون و كذا روغن ايرسا و كذا سركهء تند گرم كرده تنها و با نمك و كذا خاكستر چوب كمترى و كذا روغن بلسان از نيم درم تا يك درم و كذا پنيرمايه نيم درم هر واحد دافع ضرر فطر قتال است معالجات سموم مشروبهء حيوانيه [ ذراريح ] از اين جمله ذراريح است كه به فارسى على كوچك و بهندى تيلن گويند و آن حار حريف معفن محرق قتال است از خوردن آن مغص و تقطيع و درد شديد از دهن تا مثانه و نيز در سرينها و كليتين و شراسيف و ريش مثانه و حرقت بول و احتباس او و ورم قضيب و عانه و نواحى او مع التهاب شديد عارض شود و بر بول كردن قادر نباشد . و اگر بول كند خون صرف يا پاره‌هاى گوشت با درد شديد بيرون آيد و گاهى با اين حالات اسهال سحجى و غثيان و اختلاط عقل و افتادن وقت برخاستن و غشى و تب حاد افتد پس هلاك كند . علاج : به آب نيم‌گرم و روغن كنجد بكرات قى كنانند پس بفاصلهء دو پاس فصد هفت اندام و يا باسليق كنند و شيره به زور بارده و لعابات بارده نوشانند و تنقيهء بدن به مسهل صفرا نمايند و روغن گل و سفيدى بيضهء مرغ در احليل بزراقيه رسانند و يا العبهء بارده در شير بز و ضماد آرد جو و عدس و صندل سفيد هر يك هفت ماشه سوده روغن گل آميخته بر قضيب و خصيتين و عانه نمايند و ماليدن روغن كدو و بنفشه و سفرجل بسيار مفيد است . و هرگاه بعد خوردن آن كرب و ورم حلق و غشى عارض شود مجمحه بكشند و آب سرد بر رو و سينه زنند . و اگر فصد نكرده باشند رگ هفت اندام زنند و جدوار يك ماشه در گلاب سوده دهند و اندكى در احليل چكانند و دوغ ترش و برنج غذا دهند و از ماست ترش غسل سازند و لمحه لمحه بدان مضمضه كنانند . شيخ مىفرمايد واجب است كه قى و حقنه نمايند بدان چه مىدانند و لازم است كه در دواى قى و حقنه نطرون و طبيخ انجير نيز داخل كنند و قى متواتر و پىدرپى كنانند . و اگر مناسب دانند فصد باسليق براى حفظ مثانه گشايند بعده شير متواتر و لعاب اسپغول و شيره خرفه و مسكه بسيار نوشانند بعد از آن حقنه به ماء الشعير و خطمى و سفيدى بيضه و لعاب بزر كتان يا به ماء الشعير و آب برنج يا طبيخ حلبه يا طبيخ خندروس كنند و شورباى چرب و روغن بادام و پيه مرغابى و زردى بيضهء نيمبرشت و روغن گاو و عسل و جلاب و روغن بادام و دوغ گاو آن را نيكو است و ماء العسل و مغز چلغوزهء بزرگ و كوچك و ميفختج با پيه مرغابى و شراب عسل مطبوخ ببزور مدره مثل تخم خربزه و خيار و طبيخ انجير بشربت بنفشه آن را نافع است . و گويند كه نوشيدن روغن سفرجل ترياق آن است و كذا روغن سوسن و كذا گل شاموس و اسهال بشربت اورومال ايشان را نافع بود و لازم است كه در احليل روغن گل چكانند نه بزراقه بلكه يا بنوبهء ملايم‌تر و آبزن نيم‌گرم استعمال كنند . مجوسى گويد كه مبادرت بقى از آب گرم و روغن زرد و روغن كنجد و طبيخ انجير كنند و بعد تنقيه بقى شير كه در آن اسپغول آميخته باشند بنوشانند و لعاب اسپغول و شيره تخم خرفه بجلاب كه روغن بادام يا كدو بر آن چكانيده باشند بدهند و مسكه بخورانند و شورباى برهء فربه نوشانند و انجير يا مغز بادام خورانند و يا مغز خيار و بادرنگ دهند و به ماء الشعير كه اندران عناب و سپستان و بنفشه پخته باشند به روغن گل و روغن بنفشه حقنه كنند و در احليل او سفيدى بيضه و شياف ابيض و روغن گل و شير دختر چكانند . و هرگاه كه سوزش در مثانه به همرسد بايد كه لعاب و روغن بادام و روغن گل بجلاب و شير تازه به روغن بادام بنوشانند . جرجانى گويد كه هر ورم كه از آن پيدا شود آرد جو بماء العسل سرشته ضماد كنند . و اگر در حمام روند و بعد حمام حريرهء چرب خورند و عقب آن قى كنند تا باقى قوت سميت ساكن شود صواب بود و طعام شورباى مرغ فربه و بزغاله باشد . ابن الياس گويد كه بعد قى كردن بسيار لعاب بهدانه بمسكهء بسيار بنوشانند و يا بگيرند لعاب تخم كتان و به ماء الشعير آميخته بنوشند و هر صبح شربت بنفشه ده درم بياشامند . گيلانى از بولس نقل كرده كه شربت قيموليا به قدر نيم اوقيه بشربت عسل آن را نافع است و بگيرند مغز چلغوزه و مغز تخم خيار و كوفته به قدر پنج درم بخورند و شيره اين هر دو نيز فائده كند و غذا به چيزى نمايند كه آن را خاصيت